خرید بک لینک
دیشب بیشتر از همیشه

عمیق تر

احساس کردم تنها هستم

بین تن ها

اما تنها

تو تنها...من تنهاتر

و امشب نگرانم

سرم درد دارد

نمیدانم از صداست..

یا چه

سر درد...یا.....درد سر...چه فرقی می کند

شب طولانیست...خورشید خواب مانده

من نبض شب را خواهم پیمود

مثل درگاه کلبه متروک بازو بسته میشوم

شاید پندار یک ماهی گم شده

چیزی جز برکه بود

برچسب: نویسنده: طاها حسینی تاريخ: سه شنبه 23 بهمن 1397 ساعت: 9:58

از امروز

روزها یک دقیقه نسبت به دیروز طولانی تر می شوند

به این معنی

که من یک دقیقه بیشتر دوستت خواهم داشت و نوازشت خواهم کرد

برچسب: نویسنده: طاها حسینی تاريخ: سه شنبه 23 بهمن 1397 ساعت: 9:58

پیر شدم...راست گفتی..

از بس با فکرت زندگی کردم و پاییدمت...

و تو رهایی میخواستی

هیچ تغییری نکردی سرانجام

صدای گریه ات مرا به خودم آورد

که چگونه چون اشک از چشمت سرازیر می شوم

من صدای گریه هایت را شنیدم

فهم چیزی سهمناک است نرگس

همینگونه دوستت دارم

همینگونه دوستت خواهم داشت

همینگونه بانوی زیبایم

برچسب: نویسنده: طاها حسینی تاريخ: سه شنبه 23 بهمن 1397 ساعت: 9:58

گل گوشه نشین می شود

وقتی به باغ در میایی

زیبا و باطراوت

وقتی عطر تو لای ناخنم گیر می کند

گلبرگ تو شبنم می گرید

دنبال کدام گل هستی

زیره به کرمان بردن؟

برچسب: نویسنده: طاها حسینی تاريخ: سه شنبه 23 بهمن 1397 ساعت: 9:58

شاعر دیوانهای خاموش

چشمهایت

نگاهت همه شعر

غزلها همه کاش

برچسب: نویسنده: طاها حسینی تاريخ: سه شنبه 23 بهمن 1397 ساعت: 9:58

لحظه ها را می شمارم

ساعتها سالها هستند انگار

تا در بر تو آرام بگیرم

تا ساعتی که لحظه ای باشد...

برچسب: نویسنده: طاها حسینی تاريخ: سه شنبه 23 بهمن 1397 ساعت: 9:58

صفحه بندی